محمد مهدى ملايرى
51
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
ايرانيان بوده ، در مآخذ غربى و شرقى نام دو محل ديگر در سواحل اين دريا برده شده كه ذكر آنها با نام ايران قرين است ، يكى محلى است كه در كتاب « گردش پيرامون درياى اريتره » به نام Asieho ذكر شده و محل آن را در مجاورت ظفار كه از توابع شحر به شمار مىرفته نشان دادهاند و در آن آمده كه پس از Asieho ساحلى است كه در آنجا مردمى عقبمانده و وحشى سكونت دارند و در قلمرو فرمانروايى ايرانيانند « 1 » . اين محل با همانجايى تطبيق مىشود كه استخرى در سواحل مهره نشان داده و قصبهء آن را « شحر » نوشته و آن را سرزمينى فقير و بىآب و علف خوانده و وصفى هم كه از مردم آنجا كرده دور از وصفى كه در كتاب « گردش پيرامون درياى اريتره » آمده ، نيست . گويد ، زبان مردم آنجا به قدرى غريب و ناشناخته است كه از آن نمىتوان چيزى فهميد « 2 » . ابن خرداد به اين شحر را سرزمين كندر خوانده « 3 » و از اين گفته معلوم مىشود كه مركز حمل كندر كه در قديم مهمترين و مطلوبترين كالاى عربستان بوده همين بندر شحر بوده و بازرگانان ايرانى هم براى تجارت همين كالا به اينجا رفتوآمد مىكردهاند . بندر ديگرى كه ميان عمان و عدن واقع بوده و نامى از آن در نوشتههاى اسلامى ، قرين با نام ايران برده شده بندرى بوده كه مسعودى نام آن را مثوب نوشته و نشانى آن را در ساحل حضرموت يكى از مناطق سهگانهء يمن داده و نوشته است كه سپاهيان ايران كه در دوران انوشروان از راه دريا براى بيرون راندن حبشىها عازم يمن بودند در اين بندر از كشتىهاى خود پياده شدند « 4 » . مركز دريايى مهم ديگرى كه ايرانيان از ديرباز در آنجا اقامت گزيده و آنجا را مركز تجارت خود با شرق و غرب و سواحل افريقا كرده بودند بندر عدن بود . از اين گفتهء مقدسى ( كه خود مدتى در عدن ساكن بوده و حتى در آنجا
--> ( 1 ) . به نقل جواد على از آن در تاريخ « العرب قبل الاسلام » ، ج 3 ، ص 345 . ( 2 ) . استخرى ، مسالك الممالك ، ص 25 . ( 3 ) . ابن خردادبه ، المسالك و الممالك ، ص 147 . ( 4 ) . مروج ، ج 2 ، ص 203 .